تهران
دوشنبه دوم اسفند ۱۳۹۵
میترسم از این شهره لعنتی از بام تهران از شماله شهراز کافه های دنجه با کلاس از قهوه های تلخه مثله زهرمیترسم از اینکه گمت کنم میترسم عشقم بی اثر بشهدریاچه ی چیتکرد بدونه تو میتونه با اشکم خزر بشهتهران شلوغه دستمو بگیر همدست من باشو ولم نکناینجا منو دور از تو میکشه این ظلمو در حق دلم نکنپیشم نباشی گریه میکنم پیشم نباشی غصه میخورمتو بامه تهران با چاین شهر اینقدر دود داره که میترسم عشقم دود شه برهتهران شلوغه دستمو بگیر تا دلهرم نابود شه برهجاتو با هیچی پر نمیکنم هیچکس نمیتونه بیاد به جاتپشت چراغایه تمومه شهر بعد از توام گل میخرم براتتهران شلوغه دستمو بگیر همدست
برچسب: تهران,
نویسنده: ستایش صادقی
فاطمه_رمضانی
شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۶
روزگاررامیبینی،چ زودمیگذردیک ثانیه اززمان،دوسال راازهم جداکردپارسال و امسال راکاش یک لحظه اززمان هم دل خیلیهاراتکان دهد برای رجعت،سعادتقربوکاش خیلیها هم همانگونه ک لطیف هستند بمانند#فاطمه_رمضانی
برچسب: فاطمهرمضانی,
نویسنده: ستایش صادقی